یاسمینیاسمین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

یــــاسمیــن

جشن تولد یک سالگی یاسمین جونم

1392/5/14 16:34
نویسنده : مامان مژی
1,982 بازدید
اشتراک گذاری

بالاخره یک سال گذشت ، به من که خیلی خوش گذشت با یاسمین عزیزم. خیلی روز های خوبی بود ، بهترین لحظه های زندگیم تو تک تک ثانیه هایی بود که در این یک سال داشتم.

 امیدوارم و آرزوم این هست که دختر قشنگم همیشه سالم، شاد، زیبا، مهربان و ...... یه عالمه صفت های خوب داشته باشی... و من اینو تو وجود نازنین شما می بینم . و سال های سال با هم یه عالمه از این لحظه های قشنگ را داشته باشیم.

خدایا شکرت به خاطر این همه زیبایی ، به خاطر این هم نعمت قشنگی که به من و همسرم دادی.

خدایا شکرت به خاطر این لطفی که به من و پدر فرزندم عطا کردی و هزاران بار شکر شکر شکر ....

روز 11 مرداد 1391 هیچ وقت از ذهن من پاک نمیشه ، حالا 11 مرداد 1392 ، من و بابا تصمیم گرفتیم که جشن تولدت یک سالگیتو توی خونه خودمون و همراه با پدر بزرگا و مادربزرگا ، عمه ، دایی و عموها بگیریم. ماه رمضون بود و باید افطار آماده می کردیم، من هم چون دست تنها بودم فقط تونستم 4 تا غذا آماده کنم، آش و شعله زرد برای افطار و برای شام هم لازانیا با خورش قورمه سبزی، شما هم خیلی دختر خوبی بودی و مامانو اصلاً اذیت نکردی تا ساعت 12 شب اصلاً سراغ من نیومدی و با مهمونا مشغول بودی. کیک تولدتو از سولدوش گرفتیم که شبیه کفش دوزک بود. لباس تولدت هم از صناعی بابات خرید به عنوان کادوی تولدت .

کادوهای تولدت هم چون شما همه چی داری همه به جای اینکه برات کادو بخرن، نقدی پرداخت شد. البته برات یه حساب باز کردیم و توی این مدت هرچی کادو بهت می دن می ریزیم توی حسابت.

البته خاله مهسا برات یه شومیز خیلی خوشگل گرفته بود و عمه زری هم یه پلاک کفش دوزک که شبیه همین کیک تولدت بود.

وقتی برات آهنگ تولدت مبارک رو می خوندیم برامون میرقصیدی ، خیلی شیرینی

خلاصه که فکر کنم بهت خیلی خوش گذشت چون اصلاً بهنونه نگرفتی.

عزیزم انشاالله که همیشه همینطوری خوب و آروم باشی.

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

بیا شمع هارو فوت کن که صد سال زنده باشی

چقدر این شعر قشنگه

می بوسمت برای هزاران بار

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)